أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
34
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
صورتها كى اينست ، مصوّرش آفريدگار آسمان و زمين است . بيت « 1 » فريد جمال « 2 » لا يرى مثل حسنه * فمن [ 10 ب ] وجهه ماء الجلالة يقطر « 3 » يرى « 4 » هو ربّ « 5 » النّاس فى زىّ حسنه « 6 » * فما له شبه و لا مثل فجلّ المصوّر « 7 » ديگر صورت فرزندان آدم « 8 » را نيكو گفت : « وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ . » « 1 - » گفت : صورت فرزند آدم « 9 » نيكوست ، زيرا كى هرچ از بدايع در عالم عيانست در طىّ « 10 » نهاد تركيب او نهانست : « وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ ؟ » « 2 - » اگر در جهان آفتاب درفشانست ، در تن « 11 » عقل نشانست . اگر در جهان ماه تابنده « 12 » است ، در تن علم زاينده « 13 » است . اگر در عالم چشمههاست « 14 » در تن تو چشمهاست « 15 » . اگر در عالم جويهاست ، در تن تو « 16 » رگهاست . اگر در عالم كوههاست ، در تن تو « 17 » استخوانهاست . اگر در عالم درختهاست ، در تن تو « 18 » مويهاست . و همچنين در جمله اوصاف « 19 » هرچ از جوارح بر تن است ، همه زنده بجان است « 20 » و جان خود يكى ؛ و هرچ از بدايع در عالم عيانست « 21 » همه پاينده به دو و او خود يكى : بيت بيدار نديم « 22 » و مهربان و تو يكى * در خواب رقيب و پاسبان و تو يكى تن زنده بجان و باز جان تو يكى « 23 » * دارندهء دهر چون روان تو يكى « 24 »
--> ( 1 ) - شعر ( 2 ) - هما ( 3 ) - نظر ( 4 ) - تراه ( 5 ) - برب ( 6 ) - فماله ( 7 ) - شبيه و لا مثل فحل المصور ( 8 ) - آدميان را ( 9 ) - بنىآدم ( 10 ) - ندارد ( 11 ) - + آدمى ( 12 ) - تابان ( 13 ) - تابان ( 14 ) - در متن : چشمها ( به فتح ميم ) ( 15 ) - در متن همه جا : است ( 16 ) - ندارد ( 17 ) - ندارد ( 18 ) - ندارد ( 19 ) - كذا فى جميع الاوصاف ( 20 ) - ندارد ( 21 ) - عالمست ( 22 ) - و مهم . متن : بوديم ( 23 ) - دارندهء دهر چون روان تو يكى ( 24 ) - تن زنده بجان و با ز جان تو يكى ( 1 - ) سورهء مؤمن / 66 ( 2 - ) سورة الذاريات / 21